تبليغاتX
فلسفه ذهن

فلسفه ذهن

فلسفه ذهن، روان‌شناسی و علوم شناختی

کتاب درآمدی بر آگاهینوشتۀ دیوید پاپینو و ترجمۀ سید کمال خرازی به طور مشترک از سوی پژوهشکده علوم شناختی و انتشارات سمت منتشر شد. این کتاب به زبانی بسیار ساده و همراه با کارتون‏های جالبی (که هاورد سلینا طراحی کرده است) مسائل و نظریه‏های مربوط به آگاهی را در فلسفۀ ذهن معرفی کرده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1391ساعت 12:10  توسط یاسر پوراسماعیل  | 

کتاب درآمدی به متافیزیک معاصر از سری کتاب‌هایی است که انتشارات راتلج در رشته‌های گوناگون فلسفی به انتشار آنها همت گماشته است. سرویراستار این کار پاول موزر بوده است. متافیزیک را مایکل لوکس استاد دانشگاه نوتردم نگاشته است. لوکس همان‌گونه که موزر تاکید کرده است، یکی از بهترین کسانی بود که می‌توانست چنین کتابی را به این خوبی و روانی تنظیم کند. احاطۀ بسیار بالای لوکس به مباحث متافیزیک در هر دو سطح تاریخی و معاصر آن سبب شد تا وی به خوبی بتواند گزارش، شرح، تحلیل و سنجش قابل قبولی از این بخش از دانش فلسفه که سابقه‌ای دراز دارد عرضه کند. کتاب مذکور در عین روانی متن، بسیط نیست، در عین حال هر دانشجوی فلسفه که مباحث متافیزیک را در سطح نخستین آن بداند، می‌تواند به خوبی از فهم معظم مباحث این کتاب برآید. کتاب لوکس به دلیل همین ویژگی‌های مثبت آن، این اقبال را داشته است که تاکنون سه ویرایش از آن در سال‌های 1998/2002/2006 منتشر شود.

Michael Loux

از پیشنهادها و افزوده‏های دوست گرامی دکتر مهدی علی‏پور بر این خلاصه سپاسگزارم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1391ساعت 16:34  توسط یاسر پوراسماعیل  | 

تصویر فوق مربوط به روی جلد کتاب رؤیاهای شیرین: موانع فلسفی علم آگاهی نوشتۀ دنیل دنت است. در سمت چپ این تصویر، فردی تابلویی را از نقاشی به نام براک (‌‌Braque) می‏بیند؛ این فرد در جریان سیال آگاهی خود (حباب فکری که در تصویر، بالای سرش وجود دارد) از Braque به چیزهای دیگری منتقل می‏شود: baroque، barack، bark، و از bark (پارس سگ) به poodle (نوعی از سگ) انتقال می‏یابد و همین‏طور تا پایین تصویر فوق. اینها شاید همگی فقره‏های گسیخته‏ای از آگاهی باشند که حین دیدن یک تابلوی نقاشی برای کسی رخ می‏دهند. تا به حال به جریان سیال آگاهی خود فکر کرده‏اید؟ اینکه چگونه از یک فکر به افکار دیگری منتقل می‏شویم؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 9:44  توسط یاسر پوراسماعیل  | 

سه كتاب «آشنایی با فلسفه علم»، «آشنایی با فلسفه ذهن» و «آشنایی با معرفت‌شناسی» در نشست آتي شهر كتاب بررسي مي‌شوند. اين سه اثر متعلق به مجموعه «آشنایی با فلسفه تحلیلی» هستند. امیراحسان کرباسی‌زاده، حسین شیخ‌رضایی و محسن زمانی نگارش اين آثار را بر عهده داشته‌اند و انتشارات هرمس به تازگی آن‌ها را منتشر كرده است.

نشست هفتگی شهر کتاب در روز سه‌شنبه ۲۶ اردیبهشت، ساعت 16 و 30 دقيقه به بررسی مجموعه «آشنایی با فلسفه تحلیلی» با تمركز بر اين سه كتاب اختصاص دارد. ضیاء موحد و مهدی نسرین از كارشناسان و نويسندگان حوزه فلسفه و امیراحسان کرباسی‌زاده، حسین شیخ‌رضایی و محسن زمانی، نويسندگان كتاب‌ها در اين نشست سخنرانی می‌كنند.

مرکز فرهنگی شهر کتاب در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم واقع است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 16:14  توسط یاسر پوراسماعیل  | 

Cover Image

مصاحبۀ جولیا باگینی با پاتریشا چرچلند در شمارۀ آوریل مجلۀ فیلسوفان (The Philosophers’ Magazine): چرچلند دربارۀ کتاب جدیدش با عنوان Braintrust (اعتماد مغزی: عصب‏شناسی دربارۀ اخلاق به ما چه می‏گوید) سخن می‌گوید و در پایان مصاحبه دربارۀ پیدایش «مادی‌انگاری حذفی» توضیح می‌دهد.

او می‌گوید: «بیشتر مردم این دیدگاه را صرفاً به صورت کاریکاتوری می‌شناسند و در نتیجه، شکلی حصیری از این دیدگاه را در نظر گرفته و به آن حمله می‌کنند». به نظر او، دیدگاه به‌عنوان دیدگاه احمقانه‌ای به این شکل تلقی می‌شود: باور به اینکه باور وجود ندارد یا انکار وجود آگاهی، اما چرچلند معتقد است که واقعاً در این نظریه حذفی در کار نیست؛ این دیدگاه صرفاً دربارۀ تبیین و سازماندهی مجدد مفاهیم است و ربطی به متافیزیک ندارد. اما پس چرا آن را «مادی‌انگاری حذفی» می‌نامید؟

ریچارد ررتی برای اولین بار واژۀ «مادی‌انگاری حذفی» را مطرح کرد. چرچلند می‌گوید: «ما دربارۀ اینکه آن را مادی‌انگاری بازنگرانه (revisionary) بنامیم بحث کردیم و پاول گفت؛ ببین، اگر واژۀ کاملاً جدیدی را معرفی کنیم، (الف) افراد آن را تشخیص نخواهند داد و (ب) خواهند گفت که این تازه به دوران رسیده‌ها دیگر که هستند و ما به‌کلی طرد خواهیم شد. برای همین، فکر کردیم بهتر است چیزی را انتخاب کنیم که آشناست و با آن پیش برویم. اما من نهایتاً فکر می‌کنم که این کار اشتباه بود. من اگر دوباره از اول شروع می‌کردم آن را مادی‌انگاری بازنگرانه می‌نامیدم؛ اگر این فرصت را داشتم، آن را مادی‌انگاری دوست‌داشتنی [مامانی!] (nice guy materialism) می‌نامیدم. دیدگاه واقعی چیست؟

او می‌گوید: «آتش که در اصل علاوه بر چیزی که چوب را می‌سوزاند، شامل خورشید، صاعقه و غیره هم می‌شود، به انواع مختلفی تفکیک شد. همین اتفاق در مورد حافظه هم افتاد ... دستگاه‌های مختلفی برای حافظه وجود دارند. ما می‌دانیم که حافظه مؤلفه‌ها و اجزای مختلفی دارد و آنها به لحاظ تشریحی از یکدیگر قابل‌تفکیک‌اند ... هیچ چیزی دقیقاً حذف نمی‌شود، اما شاید دیگر تبیین حافظه نتواند به سازوکار تبیینی واحدی وابسته باشد. ما آنچه را در خورشید، سوختن چوب و صاعقه رخ می‌دهد، یک چیز نمی‌دانیم ... در تبیین‌های ما این امور از یکدیگر جدا می‌شوند. شاید در مورد حافظه و سایر مفاهیم ذهنی هم همین‌طور باشد».

مقصود این نیست که آگاهی، باور و میل وجود ندارند و باید حذف شوند، بلکه مقصود این است که ما باید در تبیین‌های عامیانۀ خود از حیات ذهنی‌مان بازنگری کنیم تا با فهم در حال رشد ما از طرز کار مغزمان مطابقت داشته باشند.

برگرفته از وبلاگ talking philosophy (جیمز گاروی)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 10:21  توسط یاسر پوراسماعیل  |