تبليغاتX
فلسفه ذهن

فلسفه ذهن

فلسفه ذهن، روان‌شناسی و علوم شناختی

 

محتوای بازنمودی و کارکرد زیستی

 

دکتر حسین شیخ‌رضائی

استادیار مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران

 

چهارشنبه: 20 خرداد 1388

۱۱ صبح

مکان: قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

 

 غایت شناسی

نظریات محتوا به این پرسش پاسخ می‌دهند که چه چیزی محتوای واژگان یا حالات ذهنی را مشخص می‌کند؛ نظریات علّی معتقدند که محتوای یک بازنمود ذهنی به وسیلۀ علت آن مشخص می‌شود؛ نظریات نقش مفهومی معتقدند که محتوای یک بازنمود ذهنی به وسیلۀ نقش آن در یک ساختار مفهومی مشخص می‌شود. به همین ترتیب، معناشناسی غائی (teleosemantics) معتقد است که محتوای یک بازنمود ذهنی به وسیلۀ کارکرد دستگاهی که آن بازنمود را استفاده یا تولید می‌کند، مشخص می‌شود.

+   چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 19:32  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

مقاله «زوایای گوناگون مسئله اذهان دیگر» قبلاْ در مجله نقد و نظر شماره ۳۹-۴۰پاییز و زمستان ۱۳۸۴، صص ۳۴۸-۳۸۴ منتشر شده بود. این مقاله اینک در سایت شارح قابل دسترسی آنلاین است. برای سهولت بیشتر آن را در اینجا هم قرار می دهم. این مقاله درآمد و معرفی مباحث مختلفی است که حول و حوش مسئله اذهان دیگر مطرح شده اند.

اذهان دیگر

مسئله اذهان ديگر به توجيه باور ما به وجود اذهان ديگر (در بحث معرفت شناختى) و چيستى اذهان ديگر (در بحث مفهومى) مى پردازد. آيا باور ما به وجود اذهان ديگر موجّه است تا معرفت به شمار آيد يا صرفاً يك باور روانى است؟ راهكارهاى بسيارى براى گره گشايى از اين مسئله ارائه شده است و درباره هر يك هم چنان بحث هاى فراوانى ميان فيلسوفان وجود دارد. در كل, هنوز راهكارى كه اكثريت بپذيرند ارائه نشده است. اين مسئله زواياى روان شناختى و زيست شناختى نيز دارد و در ميان فيلسوفان قاره اى نيز تا حدّى مدِّ نظر بوده است.


ادامه مطلب
+   چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 14:1  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

چالمرز اخیراً بر روی مقاله‌ای در مورد «نزاع‌های لفظی» کار می‌کند. او در این مقاله معیاری برای بازشناسی نزاع‌های واقعی از نزاع‌های لفظی به دست می‌دهد و آن را در چند مورد از جمله در مورد آگاهی، ارادۀ آزاد و ... تطبیق می‌دهد. شهوداً در صورتی نزاع بین دو طرف را لفظی می‌دانیم که هر دو طرف در مورد واقعیات مربوط به یک موضوع اتفاق نظر داشته باشند و صرفاً دربارۀ زبانی برای توصیف آن با هم اختلاف داشته باشند. در این صورت، اطراف نزاع واقعاً ـ‌جز بر سر مسائل زبانی‌ـ با هم اختلافی ندارند.

دیوید چالمرز

البته نزاع لفظی همیشه بی‌فایده نیست؛ در مواردی که یک موضوع به کاربرد لفظ بستگی داشته باشد، نزاع لفظی بسیار سودمند است. اساساً زبان‌شناسی و فلسفۀ زبان عمدتاً مشتمل بر مسائل مربوط به لفظ‌اند و همۀ نزاع‌های آنها نزاع‌های لفظی است. همچنین در تاریخ، نقد ادبی، حقوق (مثلاً چه چیزی مصداق "قتل" است؟)، اهداف سیاسی و خطابی (چه چیزی مصداق "شکنجه" محسوب می‌شود؟) نزاع لفظی سودمند است.

اما بحث دربارۀ یک موضوع درجه‌اول چندان به کارکرد لغات بستگی ندارد؛ بیشتر موضوعات فلسفی و زندگی روزمره این‌گونه‌اند. در این موارد، اختلافات لفظی مانع فهم‌اند و بهتر است از این اختلافات بپرهیزیم.

با وجود این، نزاع لفظی همیشه بخش هر چند کوچکی از بیشتر مسائل فلسفی است. پیشرفت فلسفی زمانی حاصل می‌شود که از این نزاع‌های لفظی گذر کرده، به نزاع یا توافق محتوایی برسیم. البته تأمل و بحث دربارۀ خود نزاع لفظی ـ‌که موضوع این مقالۀ چالمرز است‌ـ به نوبۀ خود بحث فلسفی سودمندی است و می‌تواند ماهیت مفاهیم، معنا و زبان را روشن کند.

چالمرز از چند بحث فلسفی نام می‌برد که از عناصر لفظی برخوردارند: ارادۀ آزاد (هیوم)، توجیه (الستون)، معناشناسی در مقابل کاربردشناسی، وجودشناسی اشیاء (هیرش)، آگاهی (بلاک)، رنگ و ...

اما ملاک «لفظی» بودن یک نزاع چیست؟ یک ملاک احتمالی می‌تواند از این قرار باشد: نزاعی را در نظر بگیرد که یک طرف در آن S را می‌پذیرد و طرف دیگر ~S را. بحث دربارۀ صدق S لفظی است اگر و تنها اگر یک طرف S را به لحاظ تعریف هم‌ارز با S1 به کار ببرد و طرف دیگر آن را به طور هم‌ارز با S2، در حالی که هر دو طرف دربارۀ صدق S1 و S2 توافق دارند.

اما این معیار با مشکلی مواجه است: اغلب S1/S2 وجود ندارند. برخی از کلماتْ مترادف (با تعریف هم‌ارز) ندارند و برخی از بحث‌ها اساساً بر سر تعریف‌اند.

یک معیار دیگر: نزاع بر سر S لفظی است اگر و تنها اگر اطراف نزاع از S برای بیان گزاره‌های مختلف P و Q استفاده کنند در حالی که بر سر صدق P یا ~Q اختلاف ندارند.

مشکل: این تلقی از مفهوم «نزاع لفظی» بسیار محدود است. موارد زیادی از اختلاف لفظی این شرط را برآورده نمی‌کنند.

ملاک دیگر: نزاع بر سر S لفظی است وقتی (الف) در مورد حد T در S، اطراف نزاع T را به صورت متفاوتی به کار می‌برند یا (شاید به طور ضمنی) دربارۀ معنا/کاربرد T اختلاف داشته باشند و (ب) نزاع آنها بر سر S کاملاً ‌به خاطر این تفاوت/اختلاف در مورد T پیش آمده باشد.

اما نزاع لفظی چگونه حل می‌شود: اگر اختلاف فرا‌ـ‌زبانی حل شود، نزاع لفظی برطرف می‌شود. حل اختلاف فرا‌ـ‌زبانی به یکی از طرق زیر است: (1) بیان واقعیاتی دربارۀ کاربرد، (2) تفکیک معانی و (3) بازگویی مسئله در قالب واژگان خنثی. اما نزاع محتوایی را نمی‌توان به طرق یادشده حل کرد.

آزمون لفظ‌شناسی:

(الف) از به کارگیری (یا ذکر) T خودداری کنید.

(ب) بکوشید یک S’ را در قالب لغات جدید بیابید به گونه‌ای که اطراف نزاع در مورد S’ اختلاف داشته باشند و به گونه‌ای که حل اختلاف بر سر S’ دست‌کم تا حدودی اختلاف بر سر S را هم حل کند و به گونه‌ای که اختلاف بر سر S’ غیرلفظی باشد.

(ج) اگر S’ وجود داشته باشد، اختلاف غیرلفظی است.

(د) اگر S’ وجود نداشته باشد، اختلاف لفظی است (مگر...).

اما آزمون لفظ‌شناسی اولاً تعریفی تحویلی از اختلاف لفظی نیست و ثانیاً یک رویۀ کاملاً مکانیکی برای تعیین لفظی بودن بحث نیست بلکه ابزاری است که به ما اجازه می‌دهد تا از موارد واضح اختلافات محتوایی یا لفظی برای تعیین وضعیت موارد مبهم استفاده کنیم.

برای اینکه این آزمون را کارآمدتر کنیم، می‌توانیم از کاربرد واژگانی که مترادف T هستند و اختلافی بر سر آنها وجود ندارد خودداری کنیم.

اگر این آزمون بحثی غیرلفظی را در مورد S’ نشان دهد، در این صورت این بحث غیرلفظی است و اطراف نزاع می‌توانند بر مسئلۀ خنثی‌تر S’ تمرکز کنند و به یک بحث واضح‌تر برسند. اما بر سر S’ اختلاف بود و روشن نبود که آیا این بحث لفظی است یا غیرلفظی، در این صورت رویۀ فوق تکرار می‌شود. و اگر این آزمون نشان دهد که بر سر S’ در همۀ موارد توافق وجود دارد، در این صورت بحث لفظی است و اطراف یا بحث را کنار می‌گذارند (اگر به موضوع درجه‌اول علاقه‌مند باشند) یا می‌توانند بر بحث فرا‌ـ‌زبانی متمرکز شوند (اگر به خود کلمات علاقه‌مند باشند). و اگر به نقطه‌ای برسیم که لغات مربوط تمام شوند، باید به طور جداگانه مشخص شود که آیا بحث قبلی محتوایی بود یا لفظی.

بسیاری از مباحث فلسفی به پرسش‌هایی به صورت "x چیست؟" می‌پردازند مثل: ارادۀ آزاد چیست؟ معرفت چیست؟ توجیه چیست؟ عدالت چیست؟ خودفریبی چیست؟ حیات چیست؟ صدق چیست؟ آگاهی چیست؟ نزاع لفظی چیست؟ این قبیل پرسش‌ها ممکن است دارای عناصر لفظی مبهمی باشند و در نتیجه گزینه‌های خوبی برای آزمون لفظ‌شناسی هستند.

+   دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 1:57  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

جیمز گارسن (دائره المعارف فلسفی استنفورد)

پیوندگرایی نهضتی درعلم شناختی است که امیدوار است توانایی‌های فکری انسان را با استفاده از شبکه‌های عصبی مصنوعی تبیین کند (به همین خاطر با عنوان «شبکه‌های عصبی» هم شناخته می‌شود). شبکه‌های عصبی مدل‌های ساده‌سازی‌شدۀ مغزند که از تعداد زیادی از واحدها (مشابه نورون) به همراه وزنه‌هایی که قوّت پیوندهای میان واحدها را می‌سنجند تشکیل شده‌اند. آزمایش‌های مبتنی بر این نوع مدل توانایی یادگیری مهارت‌هایی مثل بازشناسی چهره، خواندن و تشخیص ساختار گرامری ساده را نشان داده‌اند.

فیلسوفان از این جهت به پیوندگرایی علاقه‌مند شده‌اند که جایگزینی را برای نظریۀ کلاسیک ذهن به دست می‌دهد: نظریۀ کلاسیک این دیدگاه رایج است که ذهن چیزی نظیر یک کامپیوتر رقمی است که زبان نمادین را پردازش می‌کند. اینکه پارادایم پیوندگرا دقیقاً چگونه و تا چه حدی کلاسیک‌گرایی را به چالش می‌کشد موضوع بحث‌های داغی در سال‌های اخیر بوده است.

پیوندگرایی


ادامه مطلب
+   دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 19:47  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

در ادامه مطلب بخش دوم از مقاله مؤلفه های محتوا، دیوید چالمرز را می توانید ببینید.

دیوید چالمرز


ادامه مطلب
+   دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 22:0  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  |