تبليغاتX
فلسفه ذهن

فلسفه ذهن

فلسفه ذهن، روان‌شناسی و علوم شناختی

فرارویدادگی اصطلاحی است که حدود دو دهه یا بیشتر وارد فلسفۀ ذهن شده و به معنای وابستگی وجودی امور ذهنی به امور فیزیکی است. این مفهوم نقشی کلیدی در صورت‌بندی برخی از نظریات تأثیرگذار در مسئلۀ ذهن و بدن ایفا کرده است، به خصوص تقریرهایی از فیزیکالیسم غیرتحویلی. فرارویدادگی ذهن و بدن به نفع یا علیه مدعیات خاصی در باب امور ذهنی و به منظور یافتن راهکارهایی برای برخی مسائل محوری ذهن به کار رفته است مانند مسئلۀ علیت ذهنی. مباحثی هم راجع به خود فرارویدادگی ذهن و بدن وجود دارد مانند چگونگی صورت‌بندی آن، ارتباط آن با تحویل ذهن به بدن، آیا می‌توان انواع خاصی از حالات ذهنی را مانند کیفیات ذهنی و حالات التفاتی از لحاظ فیزیکی فرارویداده دانست، و در صورت فرارویدادگی آنها چه لوازمی برای فیزیکالیسم خواهد داشت.


ادامه مطلب
+   یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 13:20  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

زامبی موجودی است که همه حالات فیزیکی و رفتارهای ما را دارد اما فاقد آگاهی و ذهن است یعنی با اینکه همۀ رفتارهای ما را انجام می دهد هیچ احساس پدیداری، درونی و ذهنی از این رفتارها ندارد. آزمون فکری زامبی ها در دو مبحث مهم فلسفه ذهن کارآیی دارد: فیزیکالیسم و مسئلۀ اذهان دیگر.

زامبی

دیوید چالمرز آزمون فرضی زامبی ها را به عنوان اشکالی بر فیزیکالیسم مطرح کرده است: اگر زامبی "تصورپذیر" و "منطقاً ممکن" باشد، ذهن دیگر "ضرورتا" فیزیکی نخواهد بود و ایدۀ اینهمانی ذهن و فیزیک (بدن) ابطال خواهد شد.

در بحث اذهان دیگر هم اگر زامبی ها را تصورپذیر بدانیم، استدلال تمثیلی از رفتار دیگر انسانها برای اثبات ذهن داشتن آنها ابطال خواهد شد زیرا همواره این امکان وجود دارد که هرچند همۀ انسانهای دیگر همانند من رفتار می کنند زامبی و فاقد هرگونه آگاهی باشند.

آیا تناقضی در ایدۀ زامبی وجود دارد تا آن را تصورپذیر ندانیم؟

در اینجا می توانید کلیپ تصویری جالبی را دربارۀ زامبی ببینید و بشنوید.

+   چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 10:46  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

رابرت استالنیکر در این نوشته از دیدگاه فرگه-شلیک دربارۀ کیفیات ذهنی دفاع کرده است. دو نوع مقایسه می توان در کیفیات ذهنی انجام داد: مقایسه بین الاشخاصی و مقایسه درون شخصی. ظاهراً کسی در امکان مقایسه درون شخصی کیفیات ذهنی و امکان کیفیات معکوس درون شخصی اختلاف ندارد و همه بحث بر سر مقایسه بین الاشخاصی کیفیات است. شومیکر کوشیده است از طریق امکان مقایسه درون شخصی امکان مقایسه بین الاشخاصی را نیز اثبات کند. اما ستالنیکر در این مقایسه اشکال می کند. در اینجا گزارش ناقصی را از دیدگاه ستالنیکر می بینید. متن کامل این مقاله را می توانید در اینجا بیابید.

رابرت استالنیکر


ادامه مطلب
+   سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 22:21  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

مسئله اذهان دیگر از مسائل معرفت شناختی فلسفه ذهن است. این مسئله وجودشناختی نیست یعنی یک فیلسوف به طور جدی منکر وجود اذهان دیگر نیست ولی درصدد یافتن توجیهی معرفتی برای باور ما به وجود اذهان دیگر است. راهکارهای مختلفی برای این مسئله پیشنهاد شده است مانند استدلال از طریق تمثیل. ایلیت سوبر در این مقاله ارزشمند استدلالی زیست شناختی را مبتنی بر تمثیل مطرح می کند: استدلال از راه تمثیل دو گونه است: استدلال از خود به دیگران و استدلال از رفتار دیگران به ذهن آنها. ایلیت سوبر با توجه به قرابت تبارزایانه خود و دیگران ذهن مندی را بهترین تبیین زیستی از رفتار دیگران می داند.

 ایلیت سوبر

تفصیل استدلال را در ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب
+   جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 8:39  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

کتاب الگوی پنهان: فلسفه الگوگرایانه ذهن نوشته بن گوئرتسل طرح جدیدی را از فلسفه ذهن ارائه می دهد. گوئرتسل به وجود یک "حقیقت بنیادین" باور ندارد اما جستجوی آن را سودمند می داند و واقعیتهای پدیداری را توهم نمی داند. او منظر "پدیدارشناختی" به واقعیت فیزیکی را ساختۀ ذهن می داند که بر "الگوهایی" در میان ادراکات آن و بعد از آن اطلاعاتی که از طریق ارتباط به دست می آورد مبتنی است. بنابراین ساختار و دینامیک فیزیکی موجب پیدایش قلمرو ذهنی- به عنوان پدیده ای ناگهان ظاهرشده- می شود. هر دو واقعیت "ذهن واقعیت را ایجاد می کند" و "واقعیت ذهن را ایجاد می کند" واقعیتهای محدودی هستند.

بن گوئرتسل

گوئرتسل از موضوعات زیر در این کتاب بحث کرده است: انواع ذهن، ذهن کلی، هوش، تجربه، واقعیت کوانتوم و ذهن، اراده آزاد، تکامل، زبان، ذهن مصنوعی و ... بحث کرده است.

فهرست و نمونه فصلی از این کتاب را در اینجا بخوانید.

+   جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 7:54  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

در کتاب مفاهیم پدیداری و معرفت پدیداری: مقالات جدیدی در باب آگاهی و فیزیکالیسم با ویرایش تورین التر و سوِن والتر مجموعه مقالات جدیدی دربارۀ آگاهی آمده است؛ مقالاتی از: تورین التر، ند بلاک، دیوید چالمرز، دنیل دنت، جان هاوثرن، فرنک جکسن، جنت لوین، جوزف لوین، مارتین نیدا روملین، لورنس نمیرو، نات نوردبی، دیوید پاپینیو، استفن وایت.

تورین التر

آگاهی (پدیداری) معضل فیزیکالیسم در دهه های اخیر محسوب می شود. برهان معرفت فرنک جکسن که آزمون فکری "آنچه ماری نمی دانست" را مطرح می کند مشکل بزرگی برای فیزیکالیسم به وجود آورد.  (ماری همه عمرش را در اتاق سیاه و سفید گذرانده و همه امور فیزیکی را که دربارۀ رنگها -از کیفیات ذهنی- دانستنی است می داند، اما وقتی از اتاق سیاه و سفید بیرون می آید و رنگها را می بیند چیزی به معلوماتش اضافه می شود. این نشان می دهد که همه آنچه دانستنی است فیزیکی نیست زیرا ماری همه امور فیزیکی دانستنی را می دانسته است.) دنیل دنت با آزمون فکری روبو-ماری (ماری رباتی) به این اشکال پاسخ داده است که مقاله اش در این کتاب آمده است.

امیدوارم هرچه زودتر این کتاب را در ایران ببینیم. نگاه دیوید چالمرز را هم به این کتاب در اینجا ببینید.

+   پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 22:18  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

در این نوشته رویکرد حذف گرایانۀ پرفسور دنیل دنت به کیفیات ذهنی و نقد یوجین پارک را بر آن می خوانید. دنت معتقد است کیفیات آنگونه که فیلسوفان تصور می کنند چهار ویژگی اساسی دارد از جمله درونی بودن و قابلیت دسترسی مستقیم. دنت با چند آزمون فکری اثبات می کند که آنچه کیفیات ذهنی نامیده می شود (مانند بو و رنگ و غیره) فاقد این خصوصیات است پس کیفیات ذهنی به این معنا وجود ندارند. تفصیل این مدعا و نقد یوجین پارک را می توانید در ادامه مطلب ببینید.

دنیل دنت


ادامه مطلب
+   سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 19:17  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

پرسش اصلی  اندرو بیلی در این مقاله این است: آیا کیفیات ذهنی انواع طبیعی اند؟ در این نوشته نشان داده ام که اندرو بیلی هم می کوشد کیفیات ذهنی را به نحوی همخوان با فیزیکالیسم تبیین کند و هم تبیین کارکردی از آن ارائه ندهد (کاری که درتسکی و شومیکر انجام دادند). او کیفیات را برحسب شباهت "پدیداری" حالات فیزیکی ای که یک ویژگی ذهنی را تحقق می دهند تبیین می کند. من استدلال کرده ام که اندرو بیلی در این تبیین دچار مصادره به مطلوب است و عملاً تبیینی ارائه نمی دهد.


ادامه مطلب
+   دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 18:36  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

نیکلاس هامفری 

هامفری به کیفیات ذهنی به عنوان پدیده ای تکاملی می نگرد و می کوشد تبیینی تکاملی براساس انتخاب طبیعی از کیفیات ذهنی ارائه دهد. یک خصیصه را تنها در صورتی می توان در بقای زیستی اندامواره سهیم دانست که در دامنۀ عمومی عمل کند. اگر خصیصه ای کاملاً درونی و خصوصی باشد نمی توان برای آن نقشی زیستی در نظر گرفت. با توجه به این نکته دربارۀ کیفیات ذهنی باید چه گفت؟ در بدو نظر باید یکی از دو عقیده را اتخاذ کرد: یا باید بگوییم کیفیات ذهنی اصلاً به وسیلۀ انتخاب طبیعی مشخص نشده اند (که از لحاظ نظری نومید کننده است) یا باید نشان دهیم که کیفیت احساس آنطور که به نظر می رسد خصوصی نیست بلکه عمومی است (هرچند شهود این مدعا را برنمی تابد). اما هامفری هیچ یک از این دو راه را نمی پسندد؛ به نظر او کیفیات احساس در گذشته به وسیلۀ انتخاب طبیعی شکل گرفته است اما امروزه واقعاً خصوصی است. خصوصی شدن این کیفیات محصول پیشرفت تکاملی بسیار پیشرفته ای است و فعالیت ابتدایی احساس رفته رفته خصوصی شده است یعنی از عرصۀ عمومی رخت بربسته و وارد قلمرو خصوصی و درونی ذهن انسانها شده است.


ادامه مطلب
+   شنبه چهارم آذر 1385ساعت 21:39  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  |