تبليغاتX
فلسفه ذهن

فلسفه ذهن

فلسفه ذهن، روان‌شناسی و علوم شناختی

سموئل گاتنپلن

 

سموئل گاتنپلن

 

منبع:

Guttenplan, “Normative,” A Companion to the Philosophy of Mind, Guttenplan, ed., Blackwell Publications: 1998, pp. 450-1.

 

ماهواره‌ها، بر اساس قاعده، از مدارهای کیهانی تبعیت می‌کنند و همچنین رانندگان در انگلستان، بر اساس قاعده، در سمت چپ جاده رانندگی می‌کنند. اما تفاوت بسیار بزرگی میان این دو نوع رفتار قاعده‌مند وجود دارد: ماهواره‌ها محکومِ قواعد یا قوانین حرکت‌اند؛ اما رانندگان به طور اختیاری از قوانین جاده تبعیت می‌کنند. در مورد دوم می‌توان قواعد را هنجار نامید. به علاوه، علی‌رغم اختلافی که در اینجا وجود دارد، برخی معتقدند که حتی در مواردی که هیچ انتخاب یا اختیار صریحی در رفتار مربوطه وجود ندارد، می‌توان از هنجارمندی سخن گفت. بدین ترتیب، بسیاری از زبان‌شناسان به تبعیت از چامسکی، کاربرد زبان را موردی از تبعیت از قاعده می‌دانند حتی هنگامی که متکلمان اغلب از هنجارهای مربوطه آگاهی ندارند.

مفهوم هنجارمندی تقریباً به صورتِ اندک متفاوتی، در زمینه‌های دیگر فلسفۀ ذهن هم وجود دارد. اولاً اغلب گفته می‌شود که اسناد گرایش‌های گزاره‌ایْ هنجاری است هرچند شاید بی‌درنگ روشن نشود که چه قواعد یا هنجارهایی در این مورد مطرح‌اند. مقصود آنها تقریباً این است: معیارهایی از عقلانیت وجود دارند که بر اسناد گرایش‌ها به دیگران حاکم‌اند هرچند بیان این معیارها بر حسب قواعد یا هنجارهای خاص ناممکن است. برای مثال، واضح است که ما نمی‌توانیم باورهای مربوط به اتم‌ها و الکترون‌ها را به یک کودک سه ساله اسناد دهیم. کلمۀ "نمی‌توانیم" در اینجا این واقعیت را نشان می‌دهد که از لحاظ عقلانی روشن یا قابل تصور نیست که یک کودک خردسال توانسته باشد مفاهیم لازم برای داشتن این باورها را داشته باشد.

ثانیاً: برخی معتقدند که همین داشتن مفاهیمْ امری هنجاری است. ربات کامپیوتری که می‌تواند پیچ و مهره‌ها را بر اساس اندازه و شکل، مرتب کند بر اساس قواعد عمل می‌کند. اما این قواعد را برنامه‌نویسان در ربات تعبیه کرده‌اند و خود ربات برای تبعیت از قواعد هدفی بیشتر از هدف ماهواره‌ها در مدار زمین ندارند. به همین دلیل، هرچند ربات در ارتباط با پیچ و مهره توانایی تشخیص دارد، اما می‌توان با این ایده که ربات مفاهیم پیچ یا مهره را در اختیار دارد مخالفت کرد. شخص برای اینکه مفهومی را در اختیار داشته باشد باید این ایده را داشته باشد که برای انجام تشخیص‌های مربوطه موجه است و این نوع سخن گفتن از توجیه با سخن گفتن از عقلانیت و هوش‌مندی مرتبط است؛ این به تبعیت از قواعد به معنای کاملاً هنجاری بستگی دارد.

بحث کوتاه فوق شاید این‌طور به نظر برساند که گویا تمایز روشنی میان رفتاری که قاعده بر آن حاکم است و رفتاری که قاعده آن را هدایت می‌کند وجود دارد اما در واقع، در مورد نحوۀ بیان این تفاوت، اختلاف فراوانی وجود دارد. همچنین این مطلب اهمیت زیادی برای فهم ما از اموری از قبیل کاربرد زبان، داشتن مفهوم و اسناد گرایش‌های گزاره‌ای دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 21:52  توسط یاسر پوراسماعیل  | 

باربارا فن اکارت

 

باربارا فن اکارت

 

روان‌شناسی عامیانه چیست؟ تا چند سال پیش، بسیاری از فیلسوفان به این پرسش این پاسخ را می‌دادند: روان‌شناسی عامیانه یک "چارچوب مفهومی" و/یا "شبکۀ اصولی" (شاید عمدتاً ضمنی) است که افراد معمولی از آن برای فهم، تبیین و پیش‌بینی رفتار و حالات ذهنی خودشان و دیگران استفاده می‌کنند. از آنجا که این نحوه توصیف روان‌شناسی عامیانه اغلب با این ادعا همراه است که روان‌شناسی عامیانه یک نظریه است و این ادعا در حال حاضر مورد اختلاف است، به صورت‌بندی طبیعی‌تری نیاز داریم.

انسان‌ها موجوداتی اجتماعی هستند. و موجوداتی متفکرند. آنها به خودی خود به طور پیوسته درگیر تعدادی از اعمال شناختی هستند که به آنها کمک می‌کنند تا با جهان اجتماعی‌شان سازگار شوند. به خصوص، انسان‌ها می‌کوشند تا حالات روان‌شناختی و رفتار بیرونی خود و دیگران را بفهمند، تبیین و پیش‌بینی کنند؛ و این کار را با استفاده از مجموعه‌ای از مفاهیم روان‌شناختی متعارف و مربوط به حالات ذهنی درونی گوناگون، چه بالفعل و چه بالقوه، انجام می‌دهند. اجازه دهید روان‌شناسی عامیانه را دست‌کم (الف) مجموعه‌ای از کارهای اسنادی، تبیینی و پیش‌بینانه و (ب) مجموعه‌ای از مفاهیمی که در این کارها به کار می‌روند بدانیم. اینکه آیا روان‌شناسی عامیانه از مجموعه قوانین، تعمیم‌ها، اصول یا قواعدی هم تشکیل می‌شوند که در (الف) متضمن‌اند یا به تعریف (ب) کمک می‌کنند، بحثی است که پرونده‌اش را باز می‌گذارم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 21:49  توسط یاسر پوراسماعیل  | 

ویلفرید سلرز (۱۹۱۲-۱۹۸۹) یکی از بزرگترین فیلسوفان تحلیلی قرن بیستم است؛ او در زمینه فلسفه ذهن، معرفت شناسی، معناشناسی، پراگماتیسم و تاریخ فلسفه کار می کرد؛ ایده های معروف و ماندگار او عبارتند از: اسطوره داده ها (در رد نظریه داده های حسی)، رفتارگرایی در فلسفه ذهن، اسم گرایی روان شناختی (که در نوشته زیر به آن اشاره شده است). او از رایل، حلقه وین و کانت متأثر بوده است. مقاله طولانی و معروف او در فلسفه ذهن "تجربه گرایی و فلسفه ذهن" است که در آن با استفاده از اسطوره جونز اسطوره داده ها (نظریه داده های حسی) را رد می کند: سلرز در این مقاله مراحل پیدایش این نظریه را بیان می کند؛ می توان سلرز را به نوعی بنیانگزار نظریه-نظریه در متون کنونی فلسفه ذهن دانست. نظریه-نظریه دیدگاهی است که روان شناسی عامیانه (یعنی اسناد عرفی باو، میل، گرایش های گزاره ای و غیره) را یک نظریه قابل ابطال می داند. البته خود سلرز درباره امور ذهنی حذف گرا نبود بلکه واقع گرا بود.

ویلفرید سلرز

ررتی که اخیراً درگذشته است، تأثیر زیادی از سلرز به خصوص در پراگماتیسم و تاریخ فلسفه گرفته بود. مقاله زیر مقدمه ریچارد ررتی بر چاپ جدید "تجربه گرایی و فلسفه ذهن" اثر سلرز است.

ریچارد ررتی

خبر: بنیاد علم اروپا فهرست بهترین مجلات فلسفی سال را منتشر کرده است: این فهرست را به صورت پی دی اف از اینجا می توانید دریافت کنید. American Philsophical Quarterly و Analysis و Australisn Journal of Philosophy سه مجله برتر هستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 17:23  توسط یاسر پوراسماعیل  |