تبليغاتX
فلسفه ذهن

فلسفه ذهن

فلسفه ذهن، روان‌شناسی و علوم شناختی

اخیراً مجموعه‌ای به نام "پنج پرسش" منتشر شده یا در حال انتشار است که پنج پرسش مشابه از فیلسوفان مختلف در هر یک از زمینه‌های فلسفی طرح کرده است. برخی از این مجموعه‌ها به این ترتیب‌اند: فلسفه صوری، بنیادهای فیزیک، اخلاق هنجاری، فلسفه ریاضی، فلسفه سیاسی و غیره. تازه‌ترین جلد از این مجموعه که در حال انتشار است دربارۀ فلسفه ذهن است؛ دیوید رزنتال، مایکل تای و دیوید چالمرز از جمله فیلسوفانی هستند که در این جلد مشارکت کرده‌اند. در اینجا به بعضی از نکاتی که چالمرز بیان کرده اشاره می‌کنم:

 دیوید چالمرز

  1. چالمرز معتقد است که چندان مشارکتی در طرح «مسئلۀ آگاهی» نداشته و اینکه تفکیک میان مسائل آسان و دشوار آگاهی ایدۀ بکری نیست و قبل از او وجود داشته است: هاکسلی، تیندل، براود، شرینگتن، نیگل و لوین.
  2. او در دوره‌ای که در دانشگاه ادلاید استرالیا به تحصیل ریاضیات می‌پرداخت نظریه‌ای را به نام نظریه انتزاع درباره آگاهی طرح کرد و معتقد بود که آن دسته از حالات ذهنی آگاه‌اند که از انتزاع برخوردار باشند. چالمرز می‌گوید از آنجا که درباره اعداد هم قائل به نظریه انتزاع بود، در کنفرانسی که در گروه ریاضیات دانشگاه ادلاید برگزار کرد، این اشکال به او وارد شد که اعداد هم باید آگاه باشند که او این لازمه را پذیرفت اما با این قید که اعداد «خواب»اند! زمانی که برای ادامه تحصیل ریاضیات در سطح بالاتر به آکسفورد رفت (و البته هرگز در آنجا ریاضی را ادامه نداد و مدتی بین فلسفه و ریاضی مردد بود) ایده‌ای را پرورش داد که موجودات هوشمندی که فاقد آگاهی‌اند ممکن نیستند! نظریه‌ای که بعدها برعکسش را پذیرفت (بعدها در کتاب ذهن آگاه‌ استدلال تصورپذیری زامبی را علیه مادی‌انگاری طرح کرد). در همین زمان نظریه انتزاع را تبدیل به نظریه الگو و اطلاعات کرد. او در آن زمان فکر می‌کرد که این ایده‌ها تحول‌بخش‌اند اما الان فکر می‌کند که این ایده‌ها هرچند جالب بودند اما آنقدر هم مهم نبودند. (البته این نکته جالب است که نخستین مواجهه چالمرز با فلسفه در دوره تحصیل ریاضی بود؛ او یک درس برای تکمیل ترمش کم داشت که فلسفه را انتخاب کرد و بدترین نمره عمرش را گرفت!)
  3. چالمرز این ایده‌ها را به صورت مقاله برای هافستر فرستاده بود؛ هافستر نامه‌ای برای او فرستاد و او را به دانشگاه ایندیانا دعوت کرد و او به گروهی از دانشجویان ملحق شد که دربارۀ ذهن کار می‌کردند؛ افرادی از زمینه‌های علوم شناختی، علوم کامپیوتری، علوم عصبی و غیره. چالمرز ابتدا فکر می‌کرد از طریق هوش مصنوعی و مهندسی کامپیوتر می‌تواند به بحث آگاهی وارد شود اما بعدها به نتیجه رسید که بهترین راه برای بحث از آگاهی «فلسفه» است؛ برای همین در برنامه دکترای فلسفه دانشگاه ایندیانا شرکت کرد و رساله دکترایش را درباره «به سوی نظریه‌ای درباره آگاهی» نوشت که سه سال بعد تبدیل به کتاب «ذهن آگاه» شد.
  4. چالمرز معتقد است که اینک تبدیل به یک فیلسوف کل‌گرا شده است: به نظر او برای بررسی مسئله ذهن و بدن و مسئله آگاهی باید به مسائل متافیزیکی بپردازد، برای فهم کامل متافیزیک باید به سراغ فلسفه زبان برود و برای فهمیدن آن به معرفت‌شناسی بپردازد و همین‌طور. به همین خاطر همه مسائل فلسفی برای او جالب‌اند.

 

برای بقیه مسائل این مصاحبه را به طور کامل بخوانید؛ جالب است.

رک به وبلاگ چالمرز

+   جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 11:6  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

کتاب ماجولاریتی ذهن (Modularity of Mind) از جری فودر یکی از مهم‌ترین کتاب‌ها در سنت ذهن‌گرای فلسفه ذهن است.

ماجولاریتی ذهن

قبلاً مطلبی در این وبلاگ دربارۀ ماجولاریتی قرار داده بودم: اینجا را ببینید. در اینجا "بخش اول" از کتاب ماجولاریتی  ذهن جری فودر را تا سر بخش ۱-۴ قرار می‌دهم (ظاهراً بلاگفا برای حجم مطالب محدودیت ایجاد کرده وگرنه قسمت بیشتری را در اینجا قرار میدادم)؛ این ترجمه یک پیش‌نویس است. از نظرات دوستان دربارۀ ویرایش و اصلاح آن استقبال می‌شود.

 جری فودر


ادامه مطلب
+   پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 21:20  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  |