تبليغاتX
فلسفه ذهن

فلسفه ذهن

فلسفه ذهن، روان‌شناسی و علوم شناختی

این بخش پایانی ترجمه کتاب «ماجولاریتی ذهن» جری فودر است. این ترجمه یک ترجمه رسمی و نهایی نیست و باید به آن به عنوان یک پیشنویس نگاه کرد و فعلاْ قصد انتشار آن را ندارم. به همین خاطر فرصت و مجال مقابله و بازنگری آن نیست. اگر از دوستان حوصله مقابله و ملاحظه آن را داشت خوشحال میشوم که از زحمات ایشان بهره ببرم. امیدوارم با همه این نقایص به کار کسی آید!
ادامه مطلب
+   شنبه سی ام آذر 1387ساعت 18:44  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

قوای عمودی (علی‌التعریف) دامنه‌محدود و (علی‌الفرض) ماجولاراند. پس پرسش‌هایی که اینک می‌خواهیم طرح کنیم به صورت زیر قابل بیان‌اند: آیا فرایندهای روانی‌ای وجود دارند که به طور مقبولی می‌توانند تأثیر یکسانی بر کل دامنه‌های شناختی داشته باشند؟ و اگر وجود دارند، آیا دلیلی برای این تصور وجود دارد که این قبیل فرایندها به کمک سازوکارهای غیرماجولار (مانند سازوکارهای به لحاظ اطلاعاتی نابسته) انجام می‌شوند؟


ادامه مطلب
+   شنبه سی ام آذر 1387ساعت 18:39  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

مسئلۀ مرزبندی میان مشاهده و استنتاج (یا به بیان روان‌شناختی، میان ادراک حسی و شناخت) از مشکل‌ترین و پردامنه‌ترین مسائل در فلسفۀ علم است. هر نوع دیدگاهی را در اینجا می‌توان یافت؛ از دیدگاه «بنیادگرایانه» که مشاهده را به فرایندهایی محدود می‌کند که موجب صدور گزارش‌های درون‌نگرانۀ خطاناپذیر می‌شوند تا بازنگری‌گرایی (revisionism) جدید که منکر این است که این تمایز از هر جهت یک تمایز اساسی باشد. (برای مثال، هنسن Hanson 1958 معتقد است که یک فیزیکدان می‌تواند ببیند که غرفۀ ابر محتوی اثر پروتون است؛ دیدن به همان معنا که وقتی اسمیث نقطه را روی کروات جونز می‌بیند.) گاهی استدلال این نوع دیدگاه صریحاً مبتنی بر تبیین‌هایی از ادراک حسی است که از روان‌شناسی نظر جدید گرفته شده‌اند و نشان می‌دهند که همۀ ادراکات حسی بدون هیچ استثنا و حدی نظریه‌بار هستند؛ نک. به Goodman 1978.


ادامه مطلب
+   شنبه سی ام آذر 1387ساعت 18:37  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

باید این مدعا را که عملیات ورودی غیراختیاری‌اند (شما از شنیدن اصوات ملفوظ یک جمله به عنوان اصوات ملفوظ جمله ناگزیرید) از این مدعا که «سطح میانی» بازنمودهای ورودی معمولاً به طور نسبی در دسترس آگاهی نیستند. نه تنها شما باید اصوات ملفوظ یک جمله را آن‌طور که هست بشنوید، بلکه ابتدائاً، فقط به همان صورت می‌توانید آن را بشنوید.


ادامه مطلب
+   شنبه سی ام آذر 1387ساعت 18:35  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

من می‌خواهم استدلال کنم که بهترین گزینه‌های حاضر برای دستگاه‌های شناختی ماجولار در نقش کارکردی خاصی در حیات ذهنی اندام‌واره‌ها مشترک‌اند؛ بحث این بخش عمدتاً مصروف این خواهد شد که بگوییم این نقش کارکردی کدام است. در علم شناختی، توصیف کارکردهای دستگاه‌های روانی با تشبیه به سازمان ماشین‌های حسابگر ایدئال بسیار سودمند است. پس من با بحثی فرعی دربارۀ کامپیوترها آغاز می‌کنم.


ادامه مطلب
+   شنبه سی ام آذر 1387ساعت 18:32  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

اینک می‌خواهم نظر کوتاهی به شیوۀ چهارم پاسخ به پرسش «قابلیت‌های شناختی چگونه سازمان یافته‌اند؟» بیفکنم. از این سنت با نام «تداعی‌گرایی» یاد خواهم کرد (هرچند این کار را با کمی احتیاط انجام می‌دهم زیرا تقریرهای معاصر از این نظریه بیشتر مفاد این عنوان را از میان برده‌اند). به طور تقریبی، تداعی‌گرایی با این مدعا مرتبط است که در یک چیز قوایی وجود دارد همان‌طور که پدیدارگرایی با این مدعا مرتبط است که میز و صندلی وجود دارد؛ شما می‌توانید اینها را غیرقابل‌جمع بدانید یا تداعی‌گرایی را به این صورت تأویل کنید که قوا وجود دارند اما در حقیقت برساخته یا منتزع از یک نوع بنیادی‌ترند. بنا به هر یک از این تفسیرها، قائلان به تداعی بسیاری از مدعیات روان‌شناسان قوا را انکار کردند به گونه‌ای که رواج دیدگاه اول مستلزم رکود دیدگاه دوم است.


ادامه مطلب
+   شنبه سی ام آذر 1387ساعت 18:29  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  |