تبليغاتX
فلسفه ذهن

فلسفه ذهن

فلسفه ذهن، روان‌شناسی و علوم شناختی

چالمرز اخیراً بر روی مقاله‌ای در مورد «نزاع‌های لفظی» کار می‌کند. او در این مقاله معیاری برای بازشناسی نزاع‌های واقعی از نزاع‌های لفظی به دست می‌دهد و آن را در چند مورد از جمله در مورد آگاهی، ارادۀ آزاد و ... تطبیق می‌دهد. شهوداً در صورتی نزاع بین دو طرف را لفظی می‌دانیم که هر دو طرف در مورد واقعیات مربوط به یک موضوع اتفاق نظر داشته باشند و صرفاً دربارۀ زبانی برای توصیف آن با هم اختلاف داشته باشند. در این صورت، اطراف نزاع واقعاً ـ‌جز بر سر مسائل زبانی‌ـ با هم اختلافی ندارند.

دیوید چالمرز

البته نزاع لفظی همیشه بی‌فایده نیست؛ در مواردی که یک موضوع به کاربرد لفظ بستگی داشته باشد، نزاع لفظی بسیار سودمند است. اساساً زبان‌شناسی و فلسفۀ زبان عمدتاً مشتمل بر مسائل مربوط به لفظ‌اند و همۀ نزاع‌های آنها نزاع‌های لفظی است. همچنین در تاریخ، نقد ادبی، حقوق (مثلاً چه چیزی مصداق "قتل" است؟)، اهداف سیاسی و خطابی (چه چیزی مصداق "شکنجه" محسوب می‌شود؟) نزاع لفظی سودمند است.

اما بحث دربارۀ یک موضوع درجه‌اول چندان به کارکرد لغات بستگی ندارد؛ بیشتر موضوعات فلسفی و زندگی روزمره این‌گونه‌اند. در این موارد، اختلافات لفظی مانع فهم‌اند و بهتر است از این اختلافات بپرهیزیم.

با وجود این، نزاع لفظی همیشه بخش هر چند کوچکی از بیشتر مسائل فلسفی است. پیشرفت فلسفی زمانی حاصل می‌شود که از این نزاع‌های لفظی گذر کرده، به نزاع یا توافق محتوایی برسیم. البته تأمل و بحث دربارۀ خود نزاع لفظی ـ‌که موضوع این مقالۀ چالمرز است‌ـ به نوبۀ خود بحث فلسفی سودمندی است و می‌تواند ماهیت مفاهیم، معنا و زبان را روشن کند.

چالمرز از چند بحث فلسفی نام می‌برد که از عناصر لفظی برخوردارند: ارادۀ آزاد (هیوم)، توجیه (الستون)، معناشناسی در مقابل کاربردشناسی، وجودشناسی اشیاء (هیرش)، آگاهی (بلاک)، رنگ و ...

اما ملاک «لفظی» بودن یک نزاع چیست؟ یک ملاک احتمالی می‌تواند از این قرار باشد: نزاعی را در نظر بگیرد که یک طرف در آن S را می‌پذیرد و طرف دیگر ~S را. بحث دربارۀ صدق S لفظی است اگر و تنها اگر یک طرف S را به لحاظ تعریف هم‌ارز با S1 به کار ببرد و طرف دیگر آن را به طور هم‌ارز با S2، در حالی که هر دو طرف دربارۀ صدق S1 و S2 توافق دارند.

اما این معیار با مشکلی مواجه است: اغلب S1/S2 وجود ندارند. برخی از کلماتْ مترادف (با تعریف هم‌ارز) ندارند و برخی از بحث‌ها اساساً بر سر تعریف‌اند.

یک معیار دیگر: نزاع بر سر S لفظی است اگر و تنها اگر اطراف نزاع از S برای بیان گزاره‌های مختلف P و Q استفاده کنند در حالی که بر سر صدق P یا ~Q اختلاف ندارند.

مشکل: این تلقی از مفهوم «نزاع لفظی» بسیار محدود است. موارد زیادی از اختلاف لفظی این شرط را برآورده نمی‌کنند.

ملاک دیگر: نزاع بر سر S لفظی است وقتی (الف) در مورد حد T در S، اطراف نزاع T را به صورت متفاوتی به کار می‌برند یا (شاید به طور ضمنی) دربارۀ معنا/کاربرد T اختلاف داشته باشند و (ب) نزاع آنها بر سر S کاملاً ‌به خاطر این تفاوت/اختلاف در مورد T پیش آمده باشد.

اما نزاع لفظی چگونه حل می‌شود: اگر اختلاف فرا‌ـ‌زبانی حل شود، نزاع لفظی برطرف می‌شود. حل اختلاف فرا‌ـ‌زبانی به یکی از طرق زیر است: (1) بیان واقعیاتی دربارۀ کاربرد، (2) تفکیک معانی و (3) بازگویی مسئله در قالب واژگان خنثی. اما نزاع محتوایی را نمی‌توان به طرق یادشده حل کرد.

آزمون لفظ‌شناسی:

(الف) از به کارگیری (یا ذکر) T خودداری کنید.

(ب) بکوشید یک S’ را در قالب لغات جدید بیابید به گونه‌ای که اطراف نزاع در مورد S’ اختلاف داشته باشند و به گونه‌ای که حل اختلاف بر سر S’ دست‌کم تا حدودی اختلاف بر سر S را هم حل کند و به گونه‌ای که اختلاف بر سر S’ غیرلفظی باشد.

(ج) اگر S’ وجود داشته باشد، اختلاف غیرلفظی است.

(د) اگر S’ وجود نداشته باشد، اختلاف لفظی است (مگر...).

اما آزمون لفظ‌شناسی اولاً تعریفی تحویلی از اختلاف لفظی نیست و ثانیاً یک رویۀ کاملاً مکانیکی برای تعیین لفظی بودن بحث نیست بلکه ابزاری است که به ما اجازه می‌دهد تا از موارد واضح اختلافات محتوایی یا لفظی برای تعیین وضعیت موارد مبهم استفاده کنیم.

برای اینکه این آزمون را کارآمدتر کنیم، می‌توانیم از کاربرد واژگانی که مترادف T هستند و اختلافی بر سر آنها وجود ندارد خودداری کنیم.

اگر این آزمون بحثی غیرلفظی را در مورد S’ نشان دهد، در این صورت این بحث غیرلفظی است و اطراف نزاع می‌توانند بر مسئلۀ خنثی‌تر S’ تمرکز کنند و به یک بحث واضح‌تر برسند. اما بر سر S’ اختلاف بود و روشن نبود که آیا این بحث لفظی است یا غیرلفظی، در این صورت رویۀ فوق تکرار می‌شود. و اگر این آزمون نشان دهد که بر سر S’ در همۀ موارد توافق وجود دارد، در این صورت بحث لفظی است و اطراف یا بحث را کنار می‌گذارند (اگر به موضوع درجه‌اول علاقه‌مند باشند) یا می‌توانند بر بحث فرا‌ـ‌زبانی متمرکز شوند (اگر به خود کلمات علاقه‌مند باشند). و اگر به نقطه‌ای برسیم که لغات مربوط تمام شوند، باید به طور جداگانه مشخص شود که آیا بحث قبلی محتوایی بود یا لفظی.

بسیاری از مباحث فلسفی به پرسش‌هایی به صورت "x چیست؟" می‌پردازند مثل: ارادۀ آزاد چیست؟ معرفت چیست؟ توجیه چیست؟ عدالت چیست؟ خودفریبی چیست؟ حیات چیست؟ صدق چیست؟ آگاهی چیست؟ نزاع لفظی چیست؟ این قبیل پرسش‌ها ممکن است دارای عناصر لفظی مبهمی باشند و در نتیجه گزینه‌های خوبی برای آزمون لفظ‌شناسی هستند.

+   دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 1:57  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

۱. دیوید چالمرز سایت مقالات فلسفی را راه اندازی کرد. ابتدا در این سایت ثبت نام کنید تا به مقالات دسترسی پیدا کنید. البته همه مقالات به طور رایگان آنلاین نیستند اما تقریباْ همه مقالات معتبر آنلاین در آن گردآوری شده اند. مقالات فقط در حیطه فلسفه ذهن نیستند بلکه سایر موضوعات فلسفی و حتی فلسفه قاره ای و حتی سایر رشته های علمی هم در دستور کار این سایت قرار دارند.

۲. کنفرانس بین المللی علوم شناختی در تهران توسط پژوهشکده علوم شناختی برگزار خواهد شد. موضوع اصلی نشست آموزش و پرورش شناختی است و موضوعات دیگر زبان شناسی شناختی، عصب شناسی، هوش مصنوعی، روان شناسی شناختی و فلسفه ذهن است. من مقاله ای را به عنوان A Representational Account of Ineffability of Consciousness ارائه خواهم داد. برنامه نشست را در اینجا میتوانید ببینید.

+   یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 22:32  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

مطلبی را می‌خواندم؛ برای اینکه وبلاگ خیلی تعطیل نباشد اینجا قرار می‌دهم.

طبقه‌بندی (categorization) یکی از توانایی‌های خاص انسان است؛ مبادی اصلی طبقه‌بندی دو چیزند: (1) مبدأ کارکردی: کارکرد طبقه‌بندی این است که حداکثر اطلاعات را با حداقل تلاش شناختی در اختیار ما بگذارد، (2) جهانِ ادراک شده به صورت اطلاعات ساختارمند ادراک می‌شود نه مجموعه جزئیات نامربوطی که کنار هم قرار گرفته‌اند. جهان ادراک شده به توانایی‌های ادراکی ما هم بستگی دارد؛ ما به خاطر قوایی که داریم اطلاعات ساختارمند برای ما صورت خاصی دارند اما برای سگ که حس بویایی قوی‌ای دارد، بو دخالت زیادی در جهان ادراک شده به وسیلۀ سگ خواهد داشت و همین‌طور سایر حیوانات. (رک به Rosh, Principles of Categorization, Concepts, Core Readings, ed. By Eric Margolis and Stephan Laurence, MIT Press: Massachusetts, 1999)

+   پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 17:31  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

نشست " تفکر و زبان" برگزار می‌شود
 
نشست " تفکر و زبان: طرحی مبتنی بر آرای چامسکی" با سخنرانی استیو مک کی از دانشگاه شربروک کانادا در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه برگزار می‌شود.
 
تز اصلی این سخنرانی آن است که زبان طبیعی - و نه زبان تفکر - واسطه میان اشکال مشخص تفکر سطح بالاتر است.
 
سخنران در این راستا از چشم‌انداز چامسکی استفاده می‌کند و زبان طبیعی را به عنوان حالت پایدار ممکن اندام زبان معرفی می‌نماید. به نظر وی این حالت می‌تواند به‌تمامی با دستور زبان مبتنی بر اندام زبان توصیف شود.
 
مک کی نقش اولیه اندام زبان را تولید انواع متفاوت توصیفات ساختارمند یعنی بازنمایی‌های معنایی و آوایی می‌داند. به نظر وی تفکر حداقل در سطح تفکر بالاتر محصول بازنمایی‌های معنایی است که از طریق اندام زبان عمل می‌کنند.
 
این سخنرانی پنجشنبه، 23 خرداد1387، ساعت 15 در محل مؤسسه به نشانی خیابان نوفل لوشاتو، خیابان آراکلیان، شماره 6 برگزار می‌شود.
 
http://www.irip.ir/1493/sec_8/p_7.aspx?lang=Fa
+   چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 21:7  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

بخش دوم از فلسفه زبان ویلیام لایکن؛ فصول پنجم تا هشتم در ادامه مطلب.


ادامه مطلب
+   یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 10:52  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

در چند بخش، خلاصه فلسفه زبان ویلیام لایکن را که درآمد بسیار خوبی برای فلسفه زبان است قرار میدهم؛ امیدوارم سودمند باشد. در اینجا فصل های اول تا چهارم را قرار می دهم که می توانید در ادامه مطلب ببینید.


ادامه مطلب
+   شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 13:34  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

 لین بیکر

 

قبلاً مقالات زیادی از لین بیکر را خوانده بودم؛ همچنین کتاب اشخاص و ابدان او را که برایم فرستاده بود مطالعه کرده بودم. برخی مقالات او را ترجمه کرده‌ام مانند "آیا مسیحیان باید دوگانه‌انگاری نفس و بدن را رد کنند؟"، "اشخاص مادی و آموزۀ معاد" و همچنین فصلی از کتاب نجات باور او تحت عنوان "ابزارانگاری: بازگشت از لبه؟". بیکر اخیراً کتاب جدیدش متافیزیک زندگی روزمره را برای من فرستاد؛ کوچک‌ترین سپاس از او این است که دیدگاه او را در اینجا به اختصار توضیح دهم. دیدگاه متافیزیکی بیکر به طور کلی (که بر موارد خاصی از قبیل مسئلۀ ذهن و بدن و مسئلۀ این‌همانی شخصی هم منطبق است) از این قرار است که وجود را نباید به یک سطح پایه (مانند سطح فیزیک بنیادی) تحویل برد؛ امور سطح بالاتر هم از وجود واقعی برخوردارند. بیکر رابطه میان این سطوح را "رابطۀ تقوم" می‌داند نه رابطۀ تحویل؛ به این معنا که سطح بالاتر متقوم به سطح پایین‌تر است همان‌طور که مجسمه متقوم به سنگ (یا هر مادۀ دیگری که دارد) است. مجسمه شاید چیزی علاوه بر سنگی که به وسیلۀ آن ساخته شده است نباشد اما واقعیت این است که خود مجسمه آثاری دارد که سنگ به تنهایی ندارد همان‌طور که سنگ آثاری دارد که مجسمه ندارد. هر یک از مجسمه و سنگ ویژگی‌های ابتدائی یا ذاتی‌ای دارند و در کنار آن، از ویژگی‌های ثانوی‌ای هم برخوردارند که آنها را از دیگری وام گرفته‌اند. اما نکته این است که تشخص یک شیء به متقوم است نه به مقوم (متقوم شبیه "صورت" ارسطویی و مقوم شبیه "مادۀ" ارسطویی است). وقتی روبروی مجسمه می‌ایستیم روبروی یک تکه سنگ نایستاده‌ایم بلکه در برابر مجسمه قرار گرفته‌ایم. بیکر همین رابطه را در مورد رابطه ذهن و بدن هم تعمیم می‌دهد: بدن مقوم ذهن و ذهن متقوم به بدن است. هر یک از این دو ویژگی‌های ابتدائی و اصیلی دارند که آنها را به دیگری وام می‌دهند. این دیدگاه می‌تواند تعامل میان نفس و بدن را که از معضلات فلسفه ذهن است، تبیین کند. لین بیکر در بحث "این‌همانی شخصی" هویت یا این‌همانی انسان را به ذهن می‌داند نه بدن؛ اگر همین ذهن در بدن دیگری هم تحقق پیدا کند، هویت انسان حفظ خواهد شد. بیکر بر همین اساس مدعی است که می‌تواند آموزۀ معاد را در مسیحیت معقول کند. این دیدگاه به نظر او هم مزایای دوگانه‌انگاری را دارد و هم مزایای مادی‌انگاری را؛ زیرا از یک سو، همۀ چیزهایی را که یک دوگانه‌انگار درصدد تبیین آن است مانند این‌همانی شخصی، آموزه‌های دینی و غیره را تبیین می‌کند و از سوی دیگر، برای ذهن وجودی مجزا از وجود بدن قائل نیست.

بیکر در کتاب جدیدش متافیزیک زندگی روزمره این دیدگاه را به موارد دیگری از قبیل علیت، ابهام متافیزیکی، زمان، جزءشناسی تعمیم می‌دهد و تبیینی وجودشناختی از "ظهور دفعی" و تکامل ارائه می‌دهد.

لین بیکر در حال حاضر در دانشگاه ماساچوست، اَمِرست تدریس می‌کند؛ او علاوه بر مقالات بسیاری که نوشته است، چند کتاب هم منتشر کرده است: «نجات باور: نقدی بر فیزیکالیسم»، «تبیین گرایش‌ها: رهیافتی عملی به ذهن» و «اشخاص و ابدان: دیدگاه تقوم». لین بیکر منتقد فیزیکالیسم است؛ او از دیدگاه دیگری دفاع می‌کند که حالات ذهنی را ویژگی‌های شخص می‌داند؛ این ویژگی‌ها در گفته‌ها، افکار و اعمال شخص جلوه‌گر می‌شوند. این دیدگاه در حقیقت بخشی از دیدگاه متافیزیکی او به نام «واقع‌گرایی عملی» است. انتونی میجرز کتابی را منتشر کرده است و در آن مجموعه مقالاتی را در نقد و بررسی دیدگاه بیکر گرد آورده است: «تبیین باور: لین بیکر و منتقدانش».

برخی مقالات بیکر را به صورت آنلاین می توانید از صفحه اینترنتی او دریافت کنید:

http://www.people.umass.edu/lrb/publications.html

موضوعات مرتبط در همین وبلاگ:

http://phil-mind.blogfa.com/post-26.aspx

 

آپدیت: دیوید چالمرز وبلاگش را با تقسیم بندی فیلسوفان بر اساس معنای نام خانوادگیشان به روز کرده است: فیلسوفان ماهی که نام خانوادگیشان به معنای نوعی ماهی است، همینطور فیلسوفان پرنده، فیلسوفان اجزای بدن، فیلسوفان رنگ و فیلسوفان شغل. یکی از فیلسوفان شغل لین بیکر است (بیکر یعنی نانوا). مثالها را در وبلاگ چالمرز ببینید.

+   پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 12:43  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

مطالبی که درصفحه آنالوطیقای روزنامه ایران منتشر شدند:

۱. مسئله اینهمانی (هویت) شخصی: pdf ، HTML

۲. ادراک حسی: pdf ، HTML

۳. تخیل و صورتهای خیالی: pdf ، HTML

۴. عواطف: pdf ، HTML

۵. درون نگری: pdf ، HTML

۶. زبان و فکر: pdf ، HTML

۷. فطریت در فلسفه ذهن: pdf، HTML

۸. فلسفه هوش مصنوعی: pdf ، HTML

فهرست مطالب قبلی را در اینجا ببینید.

+   شنبه هشتم دی 1386ساعت 15:17  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

دیوید چالمرز قبلاْ در سایتش مقالات آنلاین  مربوط به فلسفه ذهن را قرار داده بود؛ همچنین به طور جداگانه کتابنامه فلسفه ذهن را به طور نسبتاً کامل منتشر کرده بود که هر دو هم گاهی به روز می شدند و هنوز هم می شوند. چالمرز جدیداً بخش دیگری را به وبلاگ افزوده است: مقالات ذهن. در این بخش ترکیبی از مقالات آنلاین و کتابنامه را منتشر کرده است:حدود ۱۸۰۰۰ مقاله درباره فلسفه ذهن. این نشان می دهد که فلسفه ذهن رشد بسیار حیرت آوری در سالهای اخیر داشته است (بیشتر این مقالات مربوط به سالهای ۹۰ به بعد هستند). در کنار اینها باید در نظر داشت که کتابهای بسیاری هم درباره فلسفه ذهن نوشته شده است (هرچند برخی از آنها مجموعه مقالات نویسنده هستند).

با این ملاحظات، اگر کسی بخواهد در فلسفه ذهن به روز شود (پس از مطالعه کتابها و مقالات کلاسیک تا دهه ۸۰) باید این حجم از مقالات را بخواند. اگر کسی بتواند روزی ۵ مقاله بخواند (که فکر نمی کنم عملاً چنین چیزی ممکن باشد زیرا مطالعه دقیق یک مقاله فلسفه ذهن گاهی ۲۰ ساعت یا بیشتر طول می کشد) و هیچ روزی هم استراحت نکند (که قطعاً ممکن نیست)، باید حدود ۱۰ سال (۹ سال و هشت ماه) مطالعه کند البته به این شرط که در این ۱۰ سال هیچ چیزی درباره فلسفه ذهن نوشته نشود! شخص پس از ۱۰ سال در مورد مسائل مختلف فلسفه ذهن تا سال ۲۰۰۷ به روز می شود، سپس باید شروع به خواندن مقالات ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۷ کند که احتمالاً بیشتر از ۱۸۰۰۰ خواهد بود. به نظر می رسد که به جای چنین کار بیهوده ای باید فلسفه ذهن را به بخشهای تخصصی مختلف تقسیم کرد؛ شخص باید همه موضوعات فلسفه ذهن را در حد متوسط بداند اما بر موضوع خاصی تمرکز کند و درباره آن به روز باشد و خودش هم سهمی در به روز کردن این موضوع داشته باشد.

نظر شما چیست؟

+   جمعه چهارم آبان 1386ساعت 21:17  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

کالین مک گین

خوشبختانه دو فیلسوف ذهن برجسته دیگر هم اقدام به انتشار وبلاگ کرده اند: تیم کرین و کالین مک گین. وبلاگ تیم کرین تا به اینجا چندان فلسفی نیست. اما وبلاگ مک گین، فیلسوف بزرگ ذهن، بسیار امیدوارکننده و جالب است. او تصمیم دارد که گزارشی از درسهای خودش (به صورت گزاره ای به سبک کتابهای ویتگنشتاین) ارائه دهد: مک گین در نیمسال حاضر تحصیلی وجودشناسی تدریس میکند که در ضمن آن، از آگاهی و معناشناسی هم بحث میکند. او در این وبلاگ از مباحث اخلاقی و سیاسی هم بحث خواهد کرد. البته مک گین قول داده است درباره سایر موضوعات مورد علاقه اش مانند ورزش هم صحبت کند (او جدیداً تمرین ورزش قایقرانی و موج سواری را آغاز کرده است).

+   چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 23:3  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

سوزان هرلی

سوزان هرلی فیلسوف ذهن (و همچنین نظریه پرداز علوم اجتماعی و سیاسی) روز ۱۷ آگوست در اثر سرطان درگذشت. او مقالات زیادی در مورد فلسفه ذهن و موضوعات دیگر نوشته است که برخی از آنها در سایت شخصی او قابل دریافت اند. کتاب آگاهی در عمل او در مباحث جدید آگاهی به خصوص "وحدت آگاهی" سهم بسزایی داشته است. او حدود دو ماه قبل از مرگش در دانشگاه بریستل (که اخیراْ به آن ملحق شده بود) کنفرانسی درباره "ادراک حسی، عمل و آگاهی" برگزار کرد.

در ضمن، در مورد موضوعی که در نوشته قبلی مطرح کردم در اولین فرصت خواهم نوشت؛ امیدوارم همچنان دیدگاههای خودتان را مطرح کنید.

+   چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 1:25  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

مطالبی که در صفحه آنالوطیقا (فرهنگ و اندیشه) روزنامه ایران درباره فلسفه ذهن منتشر شده اند:

۱. ذهن و ویژگیهای حالات ذهنی به صورت HTML

۲. مسئله ذهن و بدن به صورت HTML

۳. علیت ذهنی به صورت HTML

۴. مسئله اذهان دیگر به صورت HTML

۵. گرایشهای گزاره ای به صورت HTML

۶. کیفیات ذهنی به صورت HTML

۷. اراده آزاد به صورت HTML

۸. آگاهی به صورت HTML

+   چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 14:34  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

مصاحبه مارک ورنن با جری فودر

 

جری فودر

 

"من شک دارم که زندگی معنایی داشته باشد. اگر هم فکر می‌کردم که احتمالاً زندگی معنایی دارد و می‌خواستم آن را بفهمم، فکر نمی‌کنم سراغ آن را از کسی می‌گرفتم که همۀ اعتبارش یک دکترای فلسفه است!"

 

-          فلسفه چیست؟

-          به نظر من فلسفه بیشتر نقد است. آنچه فیلسوفان انجام می‌دهند این است که نظام‌های اعتقادی معمولی و فاقد صورت‌بندی را که از آنها استفاده می‌شود یا پیشنهاد شده‌اند را می‌گیرند و می‌کوشند تا آنها را گویا کنند، بفهمند که آیا این نظام‌ها منسجم‌اند یا نه و در کل، ابهام آنها را کم کنند. (من فکر می‌کنم این کار چیزی است که فلسفه همیشه درباره‌اش بوده است.) فلسفه، بر اساس این دیدگاه، فعالیتی فرا-سطحی است. سایر افراد (اغلب -نه همیشه-، دانشمندان تجربی) می‌کوشند تا بگویند چه چیزی در حال رخ دادن است. اما فیلسوفان بالای دوش آنها می‌روند و در صورت امکان، می‌کوشند تا آنچه را آنها می‌گویند دقیقاً مشخص کنند.

 

-          شما سهم فیلسوفان را در گفتمان اجتماعی معاصر، از موضوعات سیاسی گرفته تا موضوعات علمی، چطور توصیف می‌کنید؟

-          من فکر می‌کنم فیلسوفان در زمان‌های مختلف به پیشبرد بحث‌ها در علوم تجربی مختلف کمک کرده‌اند که اخیراً بیشتر در زمینۀ زبان‌شناسی، روان‌شناسی و بعضی از بخش‌های دشوار فیزیک بوده است. این مشارکت تا حدی از طریق فهم چیستی نظریاتِ مطرح انجام می‌شود؛ این کار از طریق توصیف خود بررسی تجربی نیز صورت می‌گیرد از جمله موضوعاتی مثل ماهیت تأیید، تبیین، مشاهده و غیره.

همین نکته را می‌توان دربارۀ کارهای فلسفی در زمینۀ اخلاق و فلسفۀ حقوق هم گفت؛ در این زمینه‌ها به نظر من مسائل مربوط به تفسیر وجود دارد که شباهتی به آنچه دربارۀ علم مطرح است ندارند: آنچه مردم می‌گویند و به آن باور دارند چه تناسبی با هم دارند؟ (دربارۀ رابطه میان قصد و اعمال شخص). آیا این باورها منسجم‌اند؟ چه اصول کلی‌ای را نشان می‌دهند؟ و همین‌طور. (همچنین باید بگویم که گاهی فیلسوفان با گل‌آلود کردن آب هم کمک کافی کرده‌اند. تأثیر مشکل‌ساز رفتارگرایی، عملیات‌گرایی (operationalism) و عمل‌گرایی (pragmatism) بر علوم اجتماعی قرن بیستم عمدتاً به این خاطر به وجود آمد که برخی از روان‌شناسان واقعاً به آنچه فیلسوفان دربارۀ "روش علمی" گفتند اعتقاد پیدا کردند.)

 

-          یک سؤال شخصی؛ آیا می‌توانید به طور خلاصه بگویید که چرا فلسفه همچنان برای شما یک دغدغه است؟

-          من فکر می‌کنم که واقعاً به فلسفه علاقه‌ای ندارم. من به طرز کار ذهن علاقه‌مندم؛ اما خواه‌ناخواه، دانستن طرز کار ذهن مستلزم توجه به موضوعات دشواری مانند طرز کار بازنمود (ذهنی) است. همچنین به معنای تلاش برای فهمیدن کارآمدی یا ناکارآمدی انواع مختلف نظریات روان‌شناختی است. این کار عملاً متضمن ترکیب تحلیل فرا-سطحی با تحقیق تجربی نسبتاً انتزاعی است. برای من مهم نیست که در هر زمان خاص کدام یک از این کارها را انجام می‌دهم. اولاً خود این تمایز چندان روشن نیست و ثانیاً چرا باید مهم باشد؟

من شک دارم که زندگی معنایی داشته باشد. اگر هم فکر می‌کردم که احتمالاً زندگی معنایی دارد و می‌خواستم آن را بفهمم، فکر نمی‌کنم سراغ آن را از کسی می‌گرفتم که همۀ اعتبارش یک دکترای فلسفه است!  

+   یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 20:32  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

جلد اول کتاب جدید ند بلاک به نام "آگاهی، کارکرد و بازنمود" در ماه می ۲۰۰۷ به وسیلۀ انتشارات ام.آی.تی منتشر خواهد شد. مقالات قبلی ند بلاک و نقدهای او بر برخی از مقالات و کتابها در این اثر چاپ شده اند.

ند بلاک

مقدمه ند بلاک بر این کتاب حاوی مطالب جالبی (به خصوص دربارۀ تحقق پذیری چندگانه) است. ند بلاک قبل از کریسمس، همین مقدمه را با اندکی ویرایش و گزینش به عنوان "مقدمه ای برای خوانندۀ ایرانیِ" دو مقالۀ "کارکردگرایی چیست؟" و "مشکلات کارکردگرایی" برای من فرستاده بود. این دو مقاله هم در این مجموعه منتشر شده اند.

فصل اول این مجموعه دربارۀ کارکردگرایی است (با چهار مقاله)، فصل دوم دربارۀ مفاهیم آگاهی است؛ مقالاتی مثل آگاهی، زیست شناسی دربرابر محاسبه در بررسی آگاهی و غیره در این فصل چاپ شده اند. فصل سوم در مورد رویکردهای تجربی به آگاهی بحث می کند، مقالاتی مثل دو همبستۀ عصبی آگاهی در این فصل آمده اند. فصل چهارم دربارۀ آگاهی و مسئلۀ ذهن و بدن است؛ از جمله مقالۀ مهم مسئلۀ دشوارتر آگاهی را می توان در این فصل یافت. آخرین فصل این جلد دربارۀ آگاهی و بازنمود است؛ مقالۀ کیفیات ذهنی، زمین معکوس و غیره در این فصل آمده اند.

 

ند بلاک و چارلز سی ورت

تکمیلی: ند بلاک، متولد ۱۹۴۲، فیلسوف ذهنی است که سهم بسزایی در مسئلۀ آگاهی و علم شناختی داشته است. او دکترا را از دانشگاه هاروارد گرفته و شاگرد هیلری پاتنم بوده است. او سالها استاد دانشگاه ام.آی.تی بود و در حال حاضر استاد دانشگاه نیویورک است. بلاک با استدلالی که علیه آزمون تورینگ در مقالۀ "روان شناسی گرایی و رفتارگرایی" مطرح کرد شهرت یافت. او در یک آزمون فکری کامپیوتری را فرض کرد که "سر-بلاکی" (blockhead) نام گرفت. او همچنین آزمون فکری "دستگاه چینی" را علیه کارکردگرایی صورت داد. او در کارهای اخیری که درمورد آگاهی انجام داد، میان آگاهی پدیداری و آگاهی دسترسی قائل به تفاوت شد. آگاهی پدیداری به تجربه و احساس قائم به شخص -سابجکتیو- مربوط می شود اما آگاهی دسترسی صرفاً در دسترس بودن اطلاعات برای دستگاه شناختی است. او یکی از داوران جایزۀ لورنز برای تشخیص اینکه متکلم کامپیوتر است یا انسان، بوده است. بلاک با روان شناس رشد "سوزان کری" (Susan Carey) ازدواج کرده است.

سوزان کری

منبع: ویکی پیدیا

موضوعاتی که تاکنون در ویکی پیدیای فارسی دربارۀ فلسفۀ ذهن نوشته ام: فلسفه ذهن، جیگون کیم، شبه پدیدارانگاری، فرارویدادگی، اصالت علت موقعی، دانلد دیویدسن، جری فودر، دنیل دنت، دیوید چالمرز، تامس نیگل، کیفیات ذهنی.

+   جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 11:0  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

در مجله آگاهی (Journal of Consciousness) کارتونی را دیدم که برایم بسیار جالب بود. یک نقاشی در این کارتون درباره آگاهی خودش فکر می کند و سخن می گوید ... آن را ترجمه کردم و در اینجا می گذارم، امیدوارم برای شما هم جالب باشد. بیشتر بحثهای قدیم و جدید آگاهی و مسئله ذهن و بدن در این استریپ آمده است. (حبابها را از چپ به راست بخوانید.)

+   دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 21:53  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

کتاب الگوی پنهان: فلسفه الگوگرایانه ذهن نوشته بن گوئرتسل طرح جدیدی را از فلسفه ذهن ارائه می دهد. گوئرتسل به وجود یک "حقیقت بنیادین" باور ندارد اما جستجوی آن را سودمند می داند و واقعیتهای پدیداری را توهم نمی داند. او منظر "پدیدارشناختی" به واقعیت فیزیکی را ساختۀ ذهن می داند که بر "الگوهایی" در میان ادراکات آن و بعد از آن اطلاعاتی که از طریق ارتباط به دست می آورد مبتنی است. بنابراین ساختار و دینامیک فیزیکی موجب پیدایش قلمرو ذهنی- به عنوان پدیده ای ناگهان ظاهرشده- می شود. هر دو واقعیت "ذهن واقعیت را ایجاد می کند" و "واقعیت ذهن را ایجاد می کند" واقعیتهای محدودی هستند.

بن گوئرتسل

گوئرتسل از موضوعات زیر در این کتاب بحث کرده است: انواع ذهن، ذهن کلی، هوش، تجربه، واقعیت کوانتوم و ذهن، اراده آزاد، تکامل، زبان، ذهن مصنوعی و ... بحث کرده است.

فهرست و نمونه فصلی از این کتاب را در اینجا بخوانید.

+   جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 7:54  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

در کتاب مفاهیم پدیداری و معرفت پدیداری: مقالات جدیدی در باب آگاهی و فیزیکالیسم با ویرایش تورین التر و سوِن والتر مجموعه مقالات جدیدی دربارۀ آگاهی آمده است؛ مقالاتی از: تورین التر، ند بلاک، دیوید چالمرز، دنیل دنت، جان هاوثرن، فرنک جکسن، جنت لوین، جوزف لوین، مارتین نیدا روملین، لورنس نمیرو، نات نوردبی، دیوید پاپینیو، استفن وایت.

تورین التر

آگاهی (پدیداری) معضل فیزیکالیسم در دهه های اخیر محسوب می شود. برهان معرفت فرنک جکسن که آزمون فکری "آنچه ماری نمی دانست" را مطرح می کند مشکل بزرگی برای فیزیکالیسم به وجود آورد.  (ماری همه عمرش را در اتاق سیاه و سفید گذرانده و همه امور فیزیکی را که دربارۀ رنگها -از کیفیات ذهنی- دانستنی است می داند، اما وقتی از اتاق سیاه و سفید بیرون می آید و رنگها را می بیند چیزی به معلوماتش اضافه می شود. این نشان می دهد که همه آنچه دانستنی است فیزیکی نیست زیرا ماری همه امور فیزیکی دانستنی را می دانسته است.) دنیل دنت با آزمون فکری روبو-ماری (ماری رباتی) به این اشکال پاسخ داده است که مقاله اش در این کتاب آمده است.

امیدوارم هرچه زودتر این کتاب را در ایران ببینیم. نگاه دیوید چالمرز را هم به این کتاب در اینجا ببینید.

+   پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 22:18  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

لابد از کتاب جدید دنیل دنت، فیلسوف تحلیلی برجسته امریکا که در زمینه فلسفه ذهن و فلسفه زیست شناسی کار می کند، شنیده اید: شکستن طلسم: دین به منزلۀ پدیده ای طبیعی (Breaking the Spell: Religion as Natural Phenomenon). من خود کتاب را نخوانده ام ولی چند صفحه ای از آن را خوانده ام و چند نقد و مرور این کتاب را دیده ام. برای همین قضاوت قطعی دربارۀ این کتاب نمی کنم (البته فکر نکنم مطالعه دربارۀ زیست شناسی دین به برنامه های مطالعاتی من مربوط باشد اما فقط به خاطر علاقه ام به دنت شاید این کتاب را بخوانم).

*نگاه کوتاهی را به این کتاب در اینجا بخوانید. چند مصاحبه با دنت در همین زمینه: ۱.  پرسشهایی برای دنت ۲. مصاحبه با ناتاشا میچل ۳. فایل صوتی مصاحبه 

دین به منزله پدیده ای طبیعی

دنت نمی خواهد دین را "تبیین" کند، بلکه می خواهد علاقه انسانها را به دین به صورت "تکاملی" بیان کند. آیا دنت در این کتاب می خواهد علم گرایی (scientism) شدید خود را به نمایش بگذارد؟ یعنی باور به برتری معرفت علمی در مقایسه با سایر معرفتها را نشان دهد؟ به نظر می رسد اینطور نیست. (علم گرایی به عنوان دیدگاهی تنگ نظرانه و حصرگرایانه مدتها است طرفدار قابل توجهی ندارد.) این کتاب روایتی تاریخی و تکاملی از خرافات و به قول دنت طلسمهایی است که باید شکسته شوند. اساساً این کتاب برای خوانندگان متخصص نوشته نشده بلکه برای مخاطبان عمومی نوشته شده است. با این حال من فکر نکنم در صدد تغییر عقیدۀ خوانندگان دیندار باشد (وی دربارۀ دینهای خاص احتیاط خاصی را از خود نشان داده است) بلکه می خواهد این دسته از خوانندگان را به بحثهای عقلانی دعوت کند. (با این حال ممکن است برخی از خوانندگان –با گرایشها و مذاقهای مختلف- بخشهایی از کتاب را اهانت به خرد خود محسوب کنند. این قبیل خوانندگان بهتر است شوخ طبع بودن دنت را حتی در رسمی ترین نوشته هایش در نظر داشته باشند چه برسد به این کتاب که کتابی عمومی است.)

دنیل دنت

البته اینکه برخی اعتراض کرده اند که این کتاب از جنبه های زیبایی شناختی، انسان شناختی و دیگرا جنبه های دین غفلت ورزیده است، به نظر اعتراض واردی نیست زیرا این کتاب قرار نبوده چنین باشد. کتاب قرار بوده دین را به عنوان پدیده ای طبیعی و با قطع نظر از دیگر جنبه ها بررسی کند؛ به نظر من این به آن معنا نیست که جنبه طبیعی دین از سایر جنبه های آن مهمتر است.

برای مثال، هنر را هم می توان از جنبه های گوناگون بررسی کرد. هنر در عین حال که جنبه زیبایی شناختی دارد، جنبه های طبیعی دارد (زیرا هرقدر هم که متعالی باشد محصول بشر گوشت و پوست و استخواندار است یا دست کم به وسیلۀ بشر نمود یافته است)، جنبه های ریاضیاتی هم می تواند داشته باشد، جنبه های تاریخی هم دارد و همین طور.

دین هم حتی اگر متعالی و از جهان دیگر باشد می تواند به عنوان پدیده ای طبیعی –که به وسیلۀ انسان ظهور یافته و اجرا می شود- ملاحظه شود همانطور که می تواند از جنبه های زیبایی شناختی هم بررسی شود که می شود. همانطور که جنبه های زیبایی شناختی دین هم جنبه های اصلی دین نیستند، جنبه طبیعی و تکاملی آن نیز جنبه های فرعی اند. کسی راجع به بحثهای زیبایی شناختی از دین چه در مسیحیت و چه در اسلام اعتراض نمی کند اما چرا بحثهای زیست شناختی از دین اهانت محسوب می شوند؟ البته من اصل چنین بحثی را تأیید می کنم اما چون هنوز کتاب دنت را کامل نخوانده ام نمی توانم اظهار نظر کنم که او واقعاً به دور از تعصب این 400 صفحه را نوشته یا گاهی هم عنان قلم را از کف داده است. 

تکمله: دنت دین را از امور سازگار با اجتماع می داند که توانسته در یک انتخاب طبیعی باقی بماند. دین به این خاطر باقی مانده که قدرت نظم بخشیدن به اجتماع را داشته وگرنه طبیعت آن را از میان می برد. به نظر دنت با چنین نظریه ای می توانیم اموری را که در تقویت یا تضعیف دین در دوره های گوناگون نقش داشته اند شناسایی کنیم و با کنارگذاشتن امور تضعیف کننده و گسترش امور تقویت کننده دین را تقویت کنیم. دوره هایی از تاریخ وجود داشته که دین (موجود و تفسیرشده) برای مردم مضر بوده ولی انتخاب طبیعی آن چهره از دین را از میان برده است. (دنت با اینکه اعتقاد به دین و خدا ندارد و اصطلاحاْ آتئیست است، دین را پدیده خوبی می داند. به نظر او خوب است دین در مدرسه ها تدریس شود و کودکان با سنتهایی مانند هندوئیسم، بودیسم، کنفوسیوس و اسلام آشنا شوند.)

+   جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 11:19  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

توماس آکوئیناس در فلسفۀ قرون وسطی در حل مشکل شمارش فرشتگان (و موجودات مجرد) ادعا کرد که هر فرد فرشته ای نوع منحصر به فرد است؛ یعنی فرشتگان افراد یک نوع نیستند تا خصوصیات فردی آنها را از هم متمایر سازد بلکه هر کدام به تمام ذات از بقیه متمایزند. دربارۀ تقسیم فلسفۀ تحلیلی هم هرچه بیشتر در آن غور کنیم بالاخره باید به همین نتیجۀ تومیستی برسیم: هر فیلسوف تحلیلی یک نوع منحصر به فرد است و فیلسوفان تحلیلی به تمام ذات از هم جدایند؛ یعنی هیچ وجه مشترکی جز یک جنس مبهم و غیرمتحصل میان آنها وجود ندارد.

گیلبرت رایل، فیلسوف بزرگ آکسفوردی (که به زبان متعارف گرایش داشت) شیوۀ خاص به خود و بسیار متفاوتی نسبت به دیگر فیلسوفان تحلیلی دارد. پیام اصلی رایل در کتاب ارزشمند و عمیق مفهوم ذهن این است: "مردم با خیلی از مفاهیم سخن می گویند اما نمی توانند دربارۀ آنها سخن بگویند". فلسفه تحلیلی اطلاعات جدیدی به ما نمی دهد؛ شما پس از تحلیلهای موشکافانه چیز جدیدی راجع به موضوع تحلیل (مثلاً ذهن، علم، زبان و ...) نمی آموزید بلکه ابهامها برای شما روشن می شوند. ویتگنشتاین هم بر نبود مسألۀ فلسفی تأکید دارد. به باور او در فلسفه هیچ مسأله ای حل نمی شود بلکه صرفاً مسائل منحل می شوند.


ادامه مطلب
+   سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 21:53  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  | 

نحوۀ آدرس دادن به مطالب وبلاگ فلسفۀ ذهن:

 

آرشیو مطالب را پیدا کنید (مانند آذر 1385) و در پرانتز زمان برداشت مطلب را بنویسید زیرا مطالب وبلاگ ممکن است هر از چند گاهی ویرایش شوند و تغییر کنند. سپس آدرس کامل مطلب را وارد کنید.

 

یک مثال برای آدرس دادن به ترجمه‌ها:

 

فودر ج، "فلسفۀ ذهن جری الن فودر"، یاسر پوراسماعیل (مترجم)، وبلاگ فلسفۀ ذهن، آبان 1385 (در این پرانتز تاریخ برداشت مطلب را بنویسید). آدرس مطلب: http://phil-mind.blogfa.com/post-15.aspx

 

یک مثال برای ارجاع به مطالب تألیفی:

 

یاسر پوراسماعیل، "گزارش، مرور و نقدی بر تامس نیگل"، وبلاگ فلسفۀ ذهن، آبان 1385 (در این پرانتز تاریخ برداشت مطلب را بنویسید). آدرس مطلب: http://phil-mind.blogfa.com/post-11.aspx

+   چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 18:18  نویسنده: یاسر پوراسماعیل  |